هر چه در چهار قسمت گفته شد ما حصل تجاربی بود نا نوشته ... حاصل شنیدن و دیدن ...با ما هراه باشید
۸۹- کپسول خود را در میان پوشش مناسبی قرار دهیم تا یخ نزند و اگر هم چنین شد در محلی گرم بگذاریم (مثلا در جان پناه آن را به یک تکه پارچه پیچیده زیر لباسمان بگذاریم تا کمی گرم شده و گاز موجود از تراکم خارج شود ( و هیچگاه آنرا در معرض شعله مستقیم سایر چراغ ها نگیریم ( بخت که بر گردد بز در طویله خر گردد) به هر حال احتمال حادثه همواره وجود دارد.
۹۰- در داخل چادر که فضا کمتر هست و احتمال هر اتفاقی از جمله کشیده شدن زیر انداز می رود یک نفرمان مامور نگهداری از کتری و قابلمه ای باشیم که روی چراغ است باشیم (خیس شدن داخل چادر می تواند باعث یخ زدگی کف و ایجاد سرما شود ).

۹۱- معمولا بعضی از سر شعله ها برای جوشاندن به کار می آیند و حرارتشان متمرکز است و به مرکز کتری یا قابلمه گرما میدهند و بعضی سر شعله ها برای خوراک پزی مناسب است و باید در انتخاب سر شعله دقت کنیم
۹۲- در هنگامی که چایی درست میکنیم طفاله های چایی را بیرون بریزیم چرا که اگر بماند یخ زده و آب بیشتری برای تمیز کردن می خواهد یادمان باشد صورت و زیبائی هر چیز در کیفیت آن تاثیر دارد مثلا اگر طفاله های چایی در لیوانمان بماند و یخ بزند چندان زیبا نیست ( البته رعایت نظافت سوسول بازی نیست و کوهنورد خوب با کوهنورد به قول معرف "پیس" فرق دارد و این غلط است که هر کس "پیس بازی" در آورد کوهنوردتر است) .

۹۳- رعایت بهداشت میتواند باعث تداوم آرامش و آسایش و سلامتی ما در برنامه ای چند روزه باشد تا حد امکان ظزوف شخصی داشته باشیم و از آن استفاده کنیم و اگر هم نشد با رعایت نظافت مانع هر گونه ناراحتی برای خود و دیگران شویم گاها دیده شده که افرادی دوست دارند اصول بهداشت فردی را رعایت کنند و غذای خود را با دیگران به اشتراک بگذارند و عده ای چهار دست و پا به درون آن شیرجه می روند که باعث دلخوری می شود لذا با رعایت این مسائل ساده و باورهای هر فرد اجازه دهیم او نیز از برنامه لذت ببرد .( مثلا بیش امده که غذای فردی را چند نفری و با رعایت حساست خورده اند و به یکباره غذای خود را به قول معروف دهن زده کرده اند که فرد مورد اشاره با توجه به وسواس از آن غذا تناول نکرده - چون غذای خودش هم خورده شده ... نتیجتا گرسنه مانده)
یکی از محاسن کوهنوردی همین است که دوستی در آن با نان و نمک شروع می شود که خود حرمت خاصی دارد هیچگاه لقمه ای نان را به رخ کسی نکشیم که از شان ما به دور است و کاری است نا پسند ... اصلا کوهنوردان به این دلیل غذای خود را به اشتراک میگذارند که نکند در آن بین کسی برنامه غذائی اش ضعیف باشد و دلش از غذای دیگران بخواهد (طعام آرزو)
به هر حال نمیدونم منظورمو خوب گفتم یا نه ؟؟؟

نظافت نشانه شخصیت ما نیست عین شخصیت ماست و یک وظیفه است (زباله را با خود برگردانیم )-
بنا به قولی که دادم نام محل ذکر نمی شود
۹۴- در انتخاب کوله پشتی برنامه دقت داشته باشیم شخصا اعتقاد دارم کوله کوچک آدم را دزد میکند ![]()
![]()
آری
دزد میکند ... به این صورت که چون جا نداریم هی از خودمان می زنیم و از
خودمان میدزدیم و کنار میگذاریم و وقتی بالا رسیدیم مثلا دلمان شربت
میخواهد که خانه بر نداشتیم - میوه میخواهد - و هزار چیز میخواهد و ... و
البته ممکن است چون منی مناعت طبع نداشته و دست دراز هم باشیم و نتوانیم
ناخنک نزنیم
ضمنا از جیب های کوله هم خوب استفاده کنیم و تنقلات و ... پوشاک و دستکش و ... را خوب چیدمان کنیم .

۹۵- هوا آفتابی است و شهر مه گرفته و ما هم سوار بر موج ابر - بر بالای ابر ها کوهنوردی می کنیم ...
دلبرم دلبر خانه خرابم کرد ... دختر همسایه شبهای تابستون ... مرا ببوس مرا ببوس .... همه چی آرومه - من چقدر خوشحالم ... بهار و اینجا کسی ندیده ... زمین برفی همش سفیده ...شد خزان گلشن آشنائی ...
۹۶- در مکان هایی که آنتن ندارید و به هر حال احتمال بروز حادثه ای را می دهید و محتمل ماندن در کوهستان از نوع بیواک و ... دارید ( یکماه پیش در منطقه اردک مردک برای یکی از دوستان پیش آمد ) علاوه بر جیره بندی غذا برای روزهای احتمالی - باطری گوشی را در آورده و در جائی نزدیک بدن نگهداری و هرازگاهی از آن کمک بگیرید .
۹۷- چنانچه از جفت باتوم استفاده نمیکنید تک باتون را ترجیحا به سمتی دهید که فشاری روی آن احساس میکنید و در فرود آنرا به سمت پای دره نگیرید چه بسا شل بسته شده یا رزوه خالی کند و به سمت دره یا شیب منتهی به دره سقوط کنید ... (در هنگام پیمایش پای سمت کوه را پای کوه و پای سمت دره را پای دره می نامند )
۹۸- همانطور که در بند ۳۴ اشاره شد طرز بستن کرامپون (چه ساده و چه چند شاخه ) را یاد بگیریم در اینجا اضافه میکنم بعضی از گره های پر کاربرد را هم یاد بگیریم که با تمرین ملکه ذهن ما شود از جمله فرض کنید شیبی را سقوط کرده اید و میخواهند شما را امداد دهند طنابی برایتان می اندازند و شما هم تصادفا قبراق و سر زنده اید چگونه و با چه گره ای میخواهید از آن جا نجات یابید چه گره ای بر روی سینه خواهید زد (پس گره بولین و دو سر طناب را حداقل یاد بگیریم که گره ضامن را بزنیم فراموش نکنیم همه گره ها در وضعیت عمومی به درد ما نمیخورند - اگر در این بند مشکلی دیدید لطفا راهنمایی کنید اصلاح کنم )

۹۹- یادمان باشد اصول گام برداری در فصول خشک و دامنه های شیب دار در بهار و تابستان متفاوت است و تثبیت و گردش به چپ و راست و حرکت کردن متفاوت تر از سایر فصول است اصول اولیه را از طریق طرح درس ها (بایگانی مطالب در سایت فدراسیون) یاد بگیریم و در اجرا آن را تمرین کنیم کلاس یخ و برف مقدماتی لازمه کوهنوردی زمستانی است از هزینه هایش اجتناب نکنیم و با هزینه ای نا قابل خود را بیمه کنیم ... این روزها هزینه عمل و پرو تز یک سقوط ساده کمتر از ۲۰ میلیون تومان نیست همراه با ۶ ماه محرومیت و یا خدا ناکرده دائمی ...
۱۰۰- صدمی را شما برایمان بنویسید ............................. تامل و تفکر کنید که چرا بهترین گزارشات را خارجی ها برایمان نوشته اند چرا بهترین تفسیر حافظ را مثلا یک بریتانیائی می نویسد ... کویر را باید از تعاریف خارجی ها بشناسیم ... چرا روحیات عشایر ما را خارجی ها نوشتند و ... انها حتی روی قاطر گزارش می نوشتند که قاطر چیست و چگونه باید سوار شد و در این بین از تمسخر احتمالی دیگران هراس نداشته و مثل من برای دل خودتان بنویسید .
دوستان من در روز اول میخواستم یک نکته بنویسم که : لباس اضافه بردارید و کار به صدمین مطلب رسید هیچگاه خود را مبرا از دانش و اطلاع رسانی نکنیم ... اگر کسی اشتباه می رود به او تذکر دهید ... اگر به شما بگوید فضولی مگه ... بهتر از حمل مصدوم و جسد اوست ...
و حسن ختام :

فردا چون منی باشم یا نباشم خورشید طلوع و راه خود را خواهد رفت پس طوری گام برداریم که طلوع فردا را ببینیم
خرسند باشید